مناظره ابوذر الممالک از سنگاپور و مجيد الخلايق از هند

سلام بر دوستان عزیز

از بس این کلکل نامه زیبا بود دلمان قرار نگرفت و بر آن شدیم تا برای همگانش گماریم تا همه لذت برند از این مناظره

با تشکر

من

ابوذر الممالک از سنگاپور

سلام به خانزاده عزیزم جهانگیر، که جهانی به یک لبخندش نیرزد
به جماعت رعیت نیز سلام می کنیم که دلشان نشکند
لازم به معرفی نیست. همه ما را می شناسند که در تبار سنگاپور چون اسم ابوذر الممالک را بر زبان آوری همگان انگشت حیرت به دهان می گیرند که چه گستاخانه، اسم یک همچین شخصیتی را بر زبان رانده اید
و از همین تریبون می فرماییم که هرکس خانزاده جهانگیر را بیازارد انگار که مارا آزرده و چون ما آزرده خاطر شویم و اشارت به تمشیت نماییم، بنی بشرِ خانزاده آزاری روی زمین نماند
رعایا را همان به که خر سواری کنند و خانزادگان را به، که به سمت خر رعایا نزدیک نگردند که بوی کُت و کراواتشان به خر آلوده نگردد
اگر خواستید که این رعیت مجید را مورد نوازش خود قرار دهید، اشارتی کافیست که از همین بلاد گماشته شخصی خود را اعزام کنیم که او را نیک بنوازد که دیگر حساب کار بین رعیت و خانزاده دستش بیاید

من مجيد هند

سلام به ابوذر
دوست عزيز از کامنت زيبايتان ممنون. تصميم بر اين شد که کامنت شما را به عنوان يک پست قرار دهيم. دوست عزيزم خواهش دارم ادرس را در کامنت خويش قرار دهيد زيرا اگر دقت نموده باشيد در کنار وبلاگ سمت راست نوشته ام.
<<به علت پاره ای از مسائل هر دوستی که بدون ادرس ایمیل یا وبلاگ مطلبی ارسال کند مجبور به حذف خواهم بود>>
در ضمن نويسنده اين وبلاگ من هستم و مجيد موضوع و جهانگير همکار اين وبلاگ است.
با تشکر
من

مجيد

ما سلام نمی کنيم از برای خانزاده جماعت .
ما نيازی به سلام کردن به ايشان نداريم ما رعيتی خودساخته ايم و در ديار هند به ما وويگولنزج مجيد هندی زيرا ما می توانيم قلم پای هر خان و خانزاده ای را بشکانيم و می گوييم اين چيزی که ما داريم و شما می گوييد خر رخش است که همگان آرزوی ديدنش را دارند . گويند ديار سنگاپور دهاتی بيش نيست که خانزاده های تبعيدی در آن سکنی می گزينند . ما نيز مشعوفيم که با خانزاده ای از ديار تبعيديان مبادله تکلم می نماييم و برای ما مايه بسی خوشنودی است که می بينيم خانی از ديار تبعيديان با خانزاده ای از ديار ما ( جهانگیر ساواکی )آشناست .
متن شما مورد قبول ما واقع شد و اندکی مزاج ما را مشعوف کرد و ما تصميم بر آن گرفتيم که اندکی از وقت گرانبهايمان را به خانزاده ای تبعيدی اختصاص دهيم باشد که مورد قبول حق قرار گيرد .
باعث افتخار کسی است که ما او را خطاب قرار می دهیم و افتخار بزرگی امروز نصیب شما شد .
شما می توانید در صورت نیاز خواسته ای دارید عنوان کنید تا ما مقدر سازیم .

ابوذر الممالک از سنگاپور

درود بر جناب من...
از کلام و منش شما پیداست که اشرافزاده هستید که قدر اشرافزادگان را میدانید. بنابر خواسته شما آدرسی مرقوم کردیم که چنانچه مایل بودید، رساله بفرستید.
و حال جواب رعیت جماعت که از غصه نمیرند...
وقتی رعیت را سیر کنی و پر رو میشود و جواب سلام را هم نمی دهد. خوی خصلتش همین است. تمشیت لازم دارد. البته جناب سعدی خوش می گوید که:
«تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است»
گوهر پاک میخواهد که رعایا از آن بی بهره اند. و ما از همین جا به شما اخطار میکنیم که جانب ادب را رعایت کنید، وگر نه بر خلاف میل باطنی مجبوریم دستور دهیم، امنیه ی دولت هند، شما را دستگیر کرده، نه تنها دندان در دهانتان خرد کنند که ناخنهایتان را نیز بکشند، بلکه کمی تادیب شوید...
و اما در مورد خر: رعیت بیچاره حالش همین است که به خر بگوید رخش!!! رخش خاصه بزرگان است و جز به بزرگان سواری نمی دهد، چه رسد به رعیت جماعت. پس آنچه رعیت دون پایه ای چون رعیت مجید سوار است، خری بیش نیست!

ادامه دارد....

مجيد

امروز مشيت بر آن قرار گرفته که ما به شما بفهمانيم چه تفاوتی بين رعيت و خانزاده وجود دارد : خانزاده هر چه دارد از مال پدری دارد و از خان .
در قديم گويند از فضل پدر تو را چه حاصل ليکن رعيت هر چه دارد از زور بازو و فکر خويش دارد ما نيز به شما توصيتی داريم بلکم مقبول افتد لطف کرده اندکی مماشات کنيد در احوالات خوانين گذشته و بلايايی که رعايا بر سر ايشان نازل گردانيدند . ما نيز اميدواريم توبه کرده و اين القاب را دور بريزيد و تصميم به رعيتشدن بگيريد البت اگر ما رضا دهيم . ما به شما می گوييم آنفورچونتلی ما کسی را در دهات سنگاپور نداريم زيرا هيچکدام از رعاياي ما حاضر به آمدن به اين کوره دهات نيستند پس ما شما را به خدا حوالت می دهيم و از او خواستاريم شما را به سرنوشت اجدادتان مفتخر گرداند . آمين و رب العالمين

ابوذر الممالک از سنگاپور

ادامه از کامنت قبل:
و در مورد بلاد سنگاپور، بایستی بفرماییم، رعیتی که به خر می گوید رخش و به تحصیل علوم ضالّه ای چون علم الانگشت (علمی است که در آن دانه های گندم را با انگشت می شمارند!) مشغول است، معلوم است که قوای ادراکش دچار مشکلات است و به بلاد متمدنه و پیشرفته، دهات اتلاق می کند. - گربه دستش به گوشت نمی رسید می گفت پیف پیف بو میده!!!-
رعیت مجید برو خوشحال باش که من و ابوی گرامی جهانگیر خان-(حسن خان، که خدای عمر طویل و پررحمت عنایتش کناد)- آن زمان که در کمپانی هند شرقی ریاست می کردیم، خر پرستی را در بین هندووان منسوخ کردیم وگرنه الان باید به جای خرسواری، خر پرستی می کردی و در خدمتگزاری خرت میبودی...
برو و به خودت ببال که ما عامه ی رعیت را با این کار مورد عنایت قرار دادیم و شما را از ذلّت خرپرسنی نجات دادیم. منش خانزادگان این است که کلّهم رعایا را انگونه رهین نعمت خود دارند.
امر ما به شما این است که کلیه فرامین جهانگیرخان و جناب من را اجرا کنید. شاید از سر لطف کمی دلشان به رحم آمد و خلعتی پاداشتان دادند.
والسلام...

ابوذر الممالک از سنگاپور

و در ضمن وسط کامنت بزرگان نپر، کمی ادب داشته باش!

ابوذر الممالک از سنگاپور

جناب من لطفا کامنت این ملعون گستاخ را از بین کامنت های ملوکانه ی ما پاک کنید.

مجيد

هررمان گرفته است که در مورد تفاوت خر و رخش با استفاده از مراجع جهانی مقاله جهانی نه در خور دهات سنگاپور بلکه در خور و منزلت شهرستان آمريکا مطالبی را فردا و در فرصتی مناسب ابراز کنيم که به علت ذيغ وقت الان خاطر ملوکانه مان بر اين قرار گرفته که برويم اندکی بياساييم تا در فرصتی دوباره جواب دندان شکنی به خانزده ای ديگر که نسلشان در حال انقراض است بدهيم و ايشان را به زباله دان تاريخ بيندازيم

ابوذر الممالک از سنگاپور

اين که ما در چند بخش کامنت های ملوکانه ی خويش را می فرستيم دليلش اين است که يک کامنت توانايی در بر گرفتن کلام همايونی ما را ندارند. ( بابا می خواستم بفرستم جا نمیشه، مجبور شدم نصمش کنم!)
و اين شما رعيت جماعت هستيد که هرچه به شما لطف می کنيم باز هم فراموش می کنيد و
پرخاشگری می کنید.
ما برعکس رعیت جماعت، از فکر خویش استفاده میکنیم و بجای بهره گیری از علوم بدوی چون علم الانگشت از علوم پشرفته ای چون فیزیک و ریاضیات بهره می جوییم و اگر لازم بود گندم را توزین می کنیم! نه اینکه خوشه خوشه بشماریم!!!!!
شما که فرق نظریه اعداد و علم الانگشت را نمیدانید بهتر است که به شمارش خوشه های گندم بپردازید. و ذهن ناتوان خود را درگیر مسایل خفیه نکنید.( تفاوت خر و رخش را می گوییم. ذهن شما از ادراک آن عاجز است!!)

ابوذر الممالک از سنگاپور

زباله دان تاریخ هم جای رعایا است. نه جای ملوکان و سروران. حکیم بزرگ نظامی شاهنامه سرود نه رعیت نامه.
اسم رستم و اسفندیار ماند نه رعایای اسفندیار!!! از لفظ ملوکانه هم برای خود استفاده نکنید که به شما خواهند خندید!!!

مجيد

ما عرضی داريم
برای بار اول در زندگی پر بار خويش کسی را پيدا کرديم که پوز ما را به زمين بزند ما بسيار مشعوفيم از اين همه حاضر جوابی خدا به داد کسی برسد که می خواهد با شما زندگانی حيات خويش را ادامه دهد ما مطمئنيم که حتی اگر حق با شما نباشد شما با زبان چرب و نرم خود ميزان را به نفع خود تغيير می دهيد . باعث تاسف ماست که اندکی از حاضر جوابی شما در وجود خانزاده جهانگير وجود ندارد و ايشان تفاوتی با آدم لال ندارند و تنها چيزی که از وجود يک خان در اشان ماديديم کراوات ايشان و بندک شلوارشان بود که آن هم با اين کلاه مسخره شان به باد دادند . به هر حال اندکی با ايشان صحبت کرده بلکه ايشان اندکی از حاضرجوابی شمارا به ارث ببرند

مجيد

چيزی بگوييم ما زندگی دوگانه داريم مانند اسپايدرمن .
در ظاهر رعيت هستيم ولی در اصل شاه خانان هستيم . البته اميدواريم اين موضوع بين خودمان مسکوت بماند زيرا ما از جلال و جبروت خوشمان نمی آيد و ميخواهيم از نزديک از مشکلات زندگی رعايا با خبر باشيم نه مانند خوش نشينان در کاخ باشيم

مجيد

<<<شاه به زباله دان تاريخ پيوست >>>
لطفا به اين مطلب دقيق شويد تا ببينيد خان به زباله دان می رود يا رعيت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ابوذر الممالک از سنگاپور

بهتر است زیاد خیال بافی نکنی. می دانیم که دوست داشتی خانزاده باشی ولی طبع و خویت نشان میدهد که از این نعمت که خداوند عالمیان به عده ای کمی از بندگان مرحمت می دارند محرومی.
همین که راز خویش را در بخش کامنت بازار فاش می گویی و از ما می خواهی که موضوع مسکوت بماند گواه این مدعاست!

ابوذر الممالک از سنگاپور

همین هم که باید ادله را هزار بار برایتان عنوان کرد خود گواه دیگری بر بلاهت رعیت گونه تان است!!!

ابوذر الممالک از سنگاپور

رعیت رفت عزیز من. عمر شاهان دراز است. نام او بر عرصه تاریخ ثبت است. ممکن است که بگویند بد بود. ولی نامش جاودان است.
ما مثل او نیستیم. رعیت نوازیم.
همین که هنوز زنده ای و ما با تو مباحثه می کنیم شاهدی بر این مدعاست.

مجيد

شما چه گواهی داريد که نشان دهد از خوانين هستيد . البته برای ما مهم نيست که شما چه ادله ای داريد فقط می فرماييم ما فردا کلاس داريم و به مشا امر می کنیم بیش از این خاطر ملوکانه ما را آزرده نکنید ما می رویم اندکی بیاساییم فقط آخرین سوال الان در دهات شما ساعت چند است ؟ امر به گفتن زمان دقیق می کنیم

ابوذر الممالک از سنگاپور

رعيت را اجازه می دهيم که بخوابند. فردا بايد هزار کار بکنيد.
در مقامی نيستيد که امر و نهی کنيد. جايگاه خود را بشناسيد.
برويد و خدای را هزار بار شکر کنيد که امروز به لطف ما و حسن خان خر سواريد و نه خرپرست!!!

ابوذر الممالک از سنگاپور

وقت خواب رعیت که می گذارد هذیان گو میشود.
امر می کنیم که دمی بیاسایید و روی اعصاب ما راه نروید.
عجب رعیت سمجی است ماشا ا...
خداوند صبر جزیل به این جهانگیر خان عنایت کند!

مجيد

هميشه يادتان باشد شما هر چه داريد از رعيت است اگر رعيت نباشد خانی نيست و هميشه يادتان باشد سرانجام کسی پيدا می شود که خان را از اريکه قدرت به زير کشانده و آن کس کسی نيست به جز از خطه رعيت نشينان پس بترس از خشم رعيت

مجيد

ما می دانستيم که سرنجام اين جهانگير دون پايه دست به دامان اجانب می شود برای کمک خواهی ولی می دانيد من معروفم به مجيد زبل زيرا ما يک مثلی داريم که می گويد اسب هر چه چموش تر رام کردنش لذت بخش تر و حريف هر چه قدرتر مبارزه با آن لذت بخش تر . ما نيز می گوييم حتی اگر همه خوانين از بلاد مختلف با هم متحد شوند باز هم مامی گوييم من مرغ طوفانم و حال تک تک خوانين قلابی را می گيريم

ابوذر الممالک از سنگاپور

زیاد به حرفهای این رعیت مجید توجه نکنید که در آخر گفته.
توجه شما را به این نکته جلب می کنم که ایشان خود به صورت مستند اعتراف کردند:
«برای بار اول در زندگی پر بار خويش کسی را پيدا کرديم که پوز ما را به زمين بزند»
و فرق رعيت با اشرافزاده هم همين است. که هی حرفش را عوض می کند. حتی در روياهايش خودش را اشرافزاده تصور می کند.( ر.ک. کلام خودشان)
و آنچه در پایان این مناظره می بینید هذیان گویی های یک رعیت است که بعد از شکست عارض می گردد.( دو پاراگرافی که رعيت مجيد عرض کردند)

با تشکر از هردو دوستمان و شما که حوصله به خرج دادید و این مناظره زیبا را خواندید

/ 7 نظر / 10 بازدید
ابوذر الممالک از سنگاپور

زیاد به حرفهای این رعیت مجید توجه نکنید که در آخر گفته. توجه شما را به این نکته جلب می کنم که ایشان خود به صورت مستند اعتراف کردند: «برای بار اول در زندگی پر بار خويش کسی را پيدا کرديم که پوز ما را به زمين بزند» و فرق رعيت با اشرافزاده هم همين است. که هی حرفش را عوض می کند. حتی در روياهايش خودش را اشرافزاده تصور می کند.( ر.ک. کلام خودشان) و آنچه در پایان این مناظره می بینید هذیان گویی های یک رعیت است که بعد از شکست عارض می گردد.( دو پاراگرافی که رعيت مجيد عرض کردند)

خانزاده جهانگبر

abozar jan ma nemikhastin dar in belade kofr shnakhte shavim ,dele in rayata majid afrigaee ra khosh karde bodim be jomalatee ke sateh mikard ,tomas hayash ra javab midadim ta ehsase deltangy nakonadakhar rayat garib garib ee bishtar mikonad ma ke dar saaadat abad inja sokna gozodim, valy majid afrigayee dar shahre rey ast ,rayat ra bayad ba chob zad ,nakhaste bodim dele afrigayee ra beshkanim va li khob az hozore be mogee shoma khorsand shodim, khodeman in afrigayee mahi khar ra ke be belade shoma to hin kardeee adab mikonim navayee garmee tare shoma dar khatere ma chon damavand ostavar ast payande bashid va bar garar arbabab zadeh jahangir- saatad abade pune

من مجيد هند

سلام به دوستان عزيز اخرين اخطار به خانزاده جهانگير در صورتی که از اين به بعد ادرسی از خود قرار ندهيد مثل ساير دوستان پاک خواهد شد. با تشکر من

خانزاده جهانگبر

اقای من از بس با مجید میریو میایی خنگ شدی ها با با منو تو در يک تيميم

کاوه-Feorthis

سلام بر دوستانِ دور از وطن بنده از سرزمين عطف دانش و مهد شاهان ايران باستان از اراک اين خطه ی پر گوهر به شما سلام عرض کرده و درودی فراوان نسارتان می کنم شاد و پيروز باشيد...!