آيينه عبرت

و اما بعد..................................

قصه شگفت انگیز مجید الخلایق به قدری عالم را دگرگون نموده که   کتاب سیره مجیدی   یا    اینگونه نباشیم 

 به زودی منتشر می شود

ساعت: 1 ظهر مجید سوار بر خر جهانگیرخان  سوار بر مرکب لایسنس دار

مجید: جهان بیا بیین چه کردم

جهانگیر :چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟

مجید: تالبی خریدم(مجید : تالبی با کدوم ت است )

جهانگیر :اهه چی شده پول خرج کردی

مجید:  پول زور وگرفتم .یکی از بچه ها گفت .......... بخر منم گفتم .... زیادی می خوام  اونم داد

جهانگیر : الهی بمیری زور گیر شدی ......(چند فحش اب دار)

مجید: به من چه خودشون دادن

جهانگیر: ......(چند فحش اب دار)

ساعت: 2 ظهر در یک تماس تلفنی

مجید: جهان بدبخت شدم 

جهانگیر :چی شده باز؟؟؟؟؟؟؟؟

مجید: تالبی ها یادته (مجید : من اخرش نفهمیدم  تالبی با کدوم ت است )

جهانگیر :  چی شد .خوردیشون

مجید:  نه بابا خوردم زمین یکیشون شکست یکی دیگه هم پر کرم بود

جهانگیر : الهی بمیری حقته

مجید: من پشیمونم .تو رو خدا منو شطرنجی کنید.من اغفال شدم

به مناسب اظهار ندامت مجید همچنین شرکت در باشگاه بدن سازی که پس از دو ماه محقق شد

 قطعه شعری تقدیم میشود :

ضمنا  طبق نظر مجید اگه خدا روزی دو میلیمتر بازو به مجید بدهد پس از 6 ماه ارلوند باید به مجید بگه خان داداش

مجید: برای خدا که کاری نداره

جهانگیر :  مبهوت از اینهمه استعداد مجید ............................... شما بگید من چی بگم

فدای قامت چون دسته بیلت              همه مارمولکا شدن  ذلیلت

گرت بازو نمایی برهمه خلق              یه دنیا می میره واسا سبیلت

بدنسازی تویی ای کعبه حسن          بزن هارتل تو با دسته کلیدت        

مجیدی وبه بی مغزی دچاری              فدای خنده های آتشینت  

جهانگیرخان

سعادت اباد پونا می سنه دوهزارو هفت اجنبی

لطفا اظهار نظر فرمایید دشمن مجید کرمها بودند یا خودش

worm.jpg

/ 8 نظر / 28 بازدید
ابوذر الممالک از سنگاپور

تبریک عرض مینماییم به تبع شاعرانه جهانگیرخان که حتی قادر است برای قامت دسته بیل هم شعر بسراید... احسنت بر شما، جهانگیرخان عزیز. مرهبا! اصالت و اشرافیت از کلام شما می بارد...

کوچه باغ

سلام مجيد جان . خوشحالم که به کوچه باغ سر ميزنيد . موفق باشيد . در ضمن من دوباره به روز کردم و منتظر حضور سبز شما در کوچه باغ هستم .

افشين

سلام. داش مجيد رو دسته کم نگيرينا. خودش يه پا آرنولده....

فريبا

سلام به شما کيف کردم حال مجيد جونو بگيريد که من کيف کنم. راستی مطمئنيد اين کرمه مجيد نيست؟

علی رضا خان مجيد کش

به به سلام به همه عزيزانی که مجيد رو نگه داشتند تا من سرشو ببرم. چند وقتی بود سر نزده بودم می بينم که خدا رو شکر اوضاع خوبه و يک دوست عزيزی که از سنگاپور هستند جوری ايشونو له کردند که به درد توی زود پز نميخوره بايد اقا مجيد فقط کبابی کرد. مرام همه با صفا های مجيد کش رو عشق است بشمار. صفای قدم همتون. باييد دست به دست هم دهيم تا مجيد را بيچاره کنيم. هم اکنون نيازمند حضور گرمتان هستيم. علی رضا خان مجيد کش ببخشيد مگس کش

مجيد

ديگه نميشه سکوت کرد هر چی هیچی نمیگم شما هم هیچی نمی گین خوب اول از کی شروع کنم می گن خانوما مقدم ترن پس می ريم سروقت فريبا خانم . شما يه نگاه به آينه بندازين تا ته قضيه رو متوجه می شين احتياجی به توضيح اضافه نيست حالا نوبت علی رضا است . بابا چی شده حالا یکی دو نفر گفتن خان تو هم خودتو چسبوندی به خان داداش هنوزکسی از مادر زاییده نشده بخواد با من کل کل کنه و از نیشتر زبان من در امان باشد (( پسر چی گفتم ؟؟؟!!! )) یه مدتی در می ری بعد دوباره میای که چی اگه عرضه داری در نرو تا آخر وایستا جواب بشنو . خدمت این خان تبعیدی در دیار سنگاپور نیز امر می کنیم به حضور ما شرفیاب شوند تا بلکه ما از سر تقصیراتشان بگذریم از برای جهانگير نيز می گوييم شما آبروی هر چه شاعر است را برده ايد در مورد اين مهمل بافی هايی که اسمش را می گذاريد شعر نيز مطالبی چند فردا جهت روشن شدن افکار عمومی ارائه می دهيم . تا فردا

ابوذر الممالک از سنگاپور

رعیت مجید، از همین امروز می فرماییم که خونت را بر کلیه خدم و حشم حلال نمودیم. از امشب باید کابوس آن را ببینی که یک روز از خواب برخواسته ای و می بینی که سرت روی سنه ات است. البته از این بابت نگرانیم. زیرا شنیده ایم اگر سر کرم را قطع کنی، بار دیگر سر در میاورد و سرش هم دم در میاورد. پس به گماشتگان امر کردیم که لهتان کنند. در ضمن دیگر ما را به مناظره دعوت نکنید، که ما را با مجانین سر و کار نیست!!!

جهانگیرخان

be rayat majid mohmal bafy baraye mohmalin karee bejast chon khane sangapor khone to ra hala benemod leza be 1 rannadeh riksha pol midahim ke tora zir begirad vassalm