آخرين نامه از پونا تا وقتی برگردم

سلام

سلام به همه دوستانم در هر جای جهان

من دارم میرم ایران عزیز گفتم یک چیزی برای یادگاری براتون بزارم. شاید دیگه همو ندیدیم.

دیگه عازم جایی هستم که قلبم هر لحظه براش می تپه عاشق سه رنگ پرچمش هستم. سبز و سفید و قرمز که قشنگ ترین رنگای دنیاست.

چمدانم رو بستم پر از فلفل. اخه می دونید سوغاتی هند واقعا فلفله. و دیگه دارم بر میگردم.

1.jpg

دفعه قبل که رفتم ایران کنار هواپیما که رسیدم به هواپیما گفتم ای قول آهنی خواهش می کنم منو به خاک ایران عزیز برسون

2-3.jpg

در های هواپیما بسته شد. کمربندم رو بستم اماده شدم برای رفتن. به خدا هم گفتم خدایا منو به ایران عزیز برسون.

3-1.jpg

هواپیما از پلکان مسافرا جدا شد. رفت به طرف باندی که باید از زمین جدا میشد. خلبان گفت مسافران گرامی تا لحظاتی دیگر از زمین بلند خواهیم شد. وای یعنی می تونه راحت از زمین بلند شه نکنه مشکلی براش پیش بیاد و نتونیم بریم.

4-1.jpg

هواپیما با تکان های شدید بلاخره شروع به حرکت کرد. یک باره سر هواپیما بلند شد و دیگه اوج گرفت رفت به توی دل اسمون دیگه دلم یکم قرص شد که دیگه دارم میرم به طرف ایران عزیز

5-1.jpg

دیگه وقتی ساختمان ها رو ریز زیر پام دیدم گفتم خدا حافظ هندوستان من رفتم تا دفعه بعد که بیام ولی خدایا کاش دیگه اخرین دفعه ای بود که بر می گشتم.

 

6-1.jpg

دیگه آب ها بوی کشور عزیزم ایرانو می ده و انگار وقتی ادم از زمین بلند میشه دیگه توی کشورشه اخه می دونید هواپیما که مال کشورته و توش فارسی صحبت میکنند یعنی رفتی توی کشورت. نمی دونید چه لذتی داره.

7-1.jpg

وقتی که خلبان گفت: مسافران عزیز هم اکنون در خاک و هوای سر زمین عزیزمان ایران هستیم دیگه قلبم دو برابر شور پیدا کرد که به خاکم بوسه بزنم.

8-1.jpg

دفعه قبل به محض رسیدن به خاک ایران اول دستمو گذاشتم روی خاکم نه پامو. دستی که به خاک ایران آغشته شده بود رو بوسیدم و روی چشمم گذاشتم و بعد وارد خاکم شد. اولی خدایا اگه این دفعه هم به خاکم رفتم صورتمو به خاکم میزارم اگه نرسیدم هم خواهش میکنم که تو ی ایران بمیرم که مردن توی غربت رو اصلا دوست ندارم. ممنونم خدایا

10-1.jpg

/ 1 نظر / 55 بازدید
محمد

سلام بر همه دوستان عزيز