مايه پنير

امروز خیلی هوس کردم که بعد ده روز که از ایران برگشتم یکم پنیر درست کنم. آخه اینجا پنیر داره ها ولی من از تب مالت خیلی می ترسم برای همین خودم درست می کنم . مجید هم خودش درست می کنه مثل من. نه این که پنیرش مثل مال من باشه ها ولی خوب می گم یعنی اونم خودش درست می کنه. خلاصه نمی دونم چرا امروز دیر کرده می خوام پنیری که خودم مایه زدم رو بهش نشون بدم که ببینه چقدر سفت شده باور کنید عین ماست سفت شده ولی باید نشون مجید هم بدم تا ببینه و من هم ببینم که مثل مال من درست می کنه یا نه. نمی دونم چرا امروز پیداش نیست اخه نمیشه روزی که ما همو نبینیم. بالاخره زنگ زد و گفت فردا بیا بریم برای کامپیوترم چیزی میخوام.

توی ریکشا (شاید بپرسید  ریکشا چیه. اینو بگم یک چیزی شبیه به موتور سه پاچه که از میدون تره بار سبزی باش میارن ولی اینجا به عنوان تاکسی ازش استفاده می کنند.)

 به مجید گفتم : مجید نمی دونی من پنیرم چقدر سفت شده اینقدر سفت شده که اصلا لازم نیست بریزم توی کیسه عین ماست شده.

مجید: خوب مگه چیه من هیچ وقت نمی ریزم توی کیسه. وقتی به شیر ماست میزنی که اصلا لازم نیست بریزی توی کیسه.

من: مجید جان من  پنیر رو میگما

مجید: می دونم. ببین وقتی به شیر ماست میزنه خودش سفت میشه میشه پنیر

کلی جاتون خالی ولی شما بدونید وقتی به شیر ماست بزنی میشه ماست و وقتی مایه پنیر بزنی یا سرکه اب لیمو یا اب قوره به پنیر تبدیل میشه.

/ 0 نظر / 9 بازدید